السيد موسى الشبيري الزنجاني
3779
كتاب النكاح ( فارسى )
در اينجا مرحوم آقا ضياء در حاشيهء خود بر عروه كلامى دارند « 1 » كه ما نيز در مباحث سابق آن را گفتهايم و در ما نحن فيه ديديم كه مرحوم آقا ضياء نيز فرمودهاند . حرف ما اين بود كه آن دليلى كه مىگويد زن در ادعاى خود مبنى بر اينكه شوهر ندارد مصدّق است و بايد حرف او را پذيرفت ، شامل مواردى نمىشود كه ادعاى زن مبتنى بر اجتهاد شخصى خود او است و لكن در نظر ديگران دليلى كه وى به واسطهء آن دليل ادعاى خليّه بودن مىكند ، دليلى است ناتمام . مثل اينكه مدرك ادعاى زن قول مخبرى است كه آن مخبر در نظر ساير افراد به هيچ وجه مورد اعتماد نيست . يا مثلًا خود زن به نحو شبههء حكميه خيال مىكند آن عقدى كه بين او و زوج خوانده شده است باطل بوده و لذا ادعاى خليّه بودن مىنمايد ، در حالى كه به نظر ديگران آن عقد خالى از اشكال است . و بالجملة مراد از « هى المصدقه على نفسها » در جاهايى است كه احتمال مىدهيم كه زن اطلاعاتى زايد بر اطلاع ساير افراد دارد . لذا مواردى را كه حرف او متكى به حدس اشتباهى است نمىتوان مورد تصديق و پذيرش قرار داد . نظير همين حرف در مورد رجوع به فتواى مجتهد و مرجع تقليد نيز مطرح است يعنى در مواردى كه مدرك مورد استناد فقيه و مرجع معلوم است و در نظر ديگران استناد به آن مدرك محل اشكال است فتواى او حجيت نخواهد داشت مثل اينكه در روايتى را كه مورد استناد او قرار گرفته ، تصحيف و سقطى صورت گرفته ولى مجتهد به آن التفات نداشته است . ادامه مسأله نيز واضح است و نيازى به توضيح نيست . « * و السلام * »
--> ( 1 ) رجوع شود به عروة الوثقى همراه با حاشيه عدهاى از مراجع چاپ جامعه مدرسين ، ج 5 ، ص 622 حاشيه مرحوم آقا ضياء ذيل كلمه « من الامارات و القرائن » اينچنين است : « ما لم يكن حدسية محضه و الّا ففيه اشكال و وجهه واضح .